گل خزان ندیده  بهار نو رسیده
کنون که میروی زین گلزار  خدا تو را نگهدار
بود  طنین آوای تو  کنون  به گوشم ای یار
پیام من تو بشنو    خداتو را  نگهدار
دو چشم من  به ره باشد  در آرزوی دیدار
مسافر عزیزم  تو هم به یاد من باش
جدایی و فراموشی نبینم از تو ای کاش
نباشدم به جز مهرت هوای دیگری در سر
برو خدا به همراهت   تو ای ز جان  گرامی تر