من در آیینه رخ خود دیدم و به تو حق دادم آه می بینم ،

می بینم تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم چه امید

عبثی من چه دارم که تو را در خور ؟

 هیچ من چه دارم که سزاوار تو ؟

هیچ تو همه هستی من ، هستی من تو همه زندگی من هستی تو چه داری ؟

همه چیز تو چه کم داری ؟ هیچ