زمانی که عضویی از خانواده (پدر یا مادر) به دلیلی فوت  می شوند پدر یا مادر می خواهند ازدواج کنند چه تاثری روی نوجوان می گذارد؟ این اقدام را چگونه می بینید؟

با مشورت تمام دوستان در مورد این بحث به این نتیجه رسیدیم:

مدیریت پدر یا مادر در این مسئله نقش حیاتی بازی می کند به نوعی که فرد جدید

 را خوب جلوه دهد تا نوجوان واقعیت را درک کند.

در ایجا لازم دیدیم قصه را تعریف کنم که در ارتباط با این موضوع است:

خانواده 4 نفره که پدر و مادر به همراه دو نوجوان (دختر و پسر) زندگی

 می کردند که به دلایلی پدر خانواده فوت می کند

مادر مجبور است که بیرون خانه کار کند تا مخارج فرندانش را تامین کند  از

قضا در محل با مردی که همکار اوست آشنا

 می شود  و این مرد در سانحه همسر و فرزندش را از دست می دهد از زندگی

کلا نامید می شود تا اینکه بعد صبحت های زیاد با هم به علاقمند می شونند و

 تصمیم می گیرند با هم ازدواج کنند از این موضوع بچه های اطلاعی ندارند که

یک روز مادر با این مرد به خانه می آید بچه ها که طاقت نداشتند کسی دیگر 

را جای پدر خود بینند خیلی مخالفت می کنند .

می بینم روحیه نوجوان در دوران بلوغ خیلی حساس است او مغرور است و

 نمی توانند بر غرورش غلبه کند در اینجا مادراست و مهترین نقش را بازی

می کند آن درست مدیریت کردن این رابطه. می تواند جلسه با بچه در مورد این

مسئله صحبت کند این اقدام زمانی خوب می دانیم که هر دو طرفین از این کار

 راضی باشند تا دعوایی بین آنها رخ ندهد