با  تشکر از ح - ع
 دوست عزیزی  عشق رو ازلحاظ واژه شناسی به ما معرفی کردند که ما هم
آن را برای شما عزیزان ارائه می دهیم .
«عشق» از نظر واژه ‏شناسى به معناى میل مفرط است. این کلمه مشتق از «عَشَقَه» بوده و «عشقه» گیاهى است که هر گاه به دور درخت مى‏پیچد آب آن را مى‏خورد؛ در نتیجه درخت زرد شده، کم کم مى‏خشکد.
(1) اما در اصطلاح «عشق» عبارت است از «محبت شدید و قوى» و به عبارت دیگر، عشق مرتبه عالى و اعلاى محبت است.
(2) ولى حقیقت آن است که تعریف حقیقى این واژه ممکن نیست؛ به گفته حکیم عشق محى‏الدین ابن‏عربى: «هر کس عشق را تعریف کند، آن را نشناخته و کسى که از جام آن جرعه‏اى نچشیده باشد آن را نشناخته و کسى که گوید من از آن جام سیراب شدم، آن را نشناخته، که عشق شرابى است که کسى را سیراب نکند.»
(3) شاید به همین دلیل است که نخستین عارفان، واژه عشق را به کار نمى‏بردند؛ زیرا از عشق زمینى و جسمانى هراس داشتند و از این‏رو؛ بیشتر از محبت یاد مى‏کردند.
(4) و عطار چه زیبا سروده است:

پرسى تو ز من که عاشقى چیست؟ روزى که چو من شوى، بدانى‏

                 روزى که چو من شوى، بدانى‏ روزى که چو من شوى، بدانى